بسیاری از افراد جامعه هنوز در مواجهه با کذبیاتی از قبیل طلسم و سحر و جادو، تحت تاثیر قرار می گیرند و مشتری پر و پا قرص مدعیان اینگونه نیروها می شوند. این روزها در خیابان های پر تردد تهران آگهی هایی به دست مردم می رسد که برخی افراد به سود جویی های کلان از مردم ساده لوح و زود باور می پردازند هیچ مرجع و نهادی نیست که به شکایت مردم برسد. 

در این آگهی ها گفته شده است که  دعا و طلسم حلال مشکلات است و بسیاری از مردم نیز تحت تاثیر آن قرار می گیرند. افرادی که فرقی نمی کند از بالای شهر باشند یا پایین شهر، ساکن خانه های تنگ و تاریک باشند یا صاحب کاخ های خیالی پایتخت، خود را مدرن بنامند یا هنوز به سنت ها وفادار باشند، اعتقادات، سادگی، یا مشکلات آن ها به آسانی مورد سوءاستفاده قرار می گیرد و در کنار باور کورکورانه این افراد، «خرافات» به معضلی تبدیل می شود که سطح فرهنگی و اجتماعی جامعه را به زیر می کشد. القای پوچ گرایی، گسترش آسیب های اجتماعی، سلب اراده از افراد و صدمات روحی و روانی، تنها قطره ای از دریای آسیب های رواج این خرافات در جامعه است.

كمی فكر كنید! آخرین باری كه از پرواز كلاغ بالای سرتان یا رد شدن گربه‌ای سیاه از جلوی پایتان، دیگر مطمئن شدید كه تا پایان آن روز باید منتظر اتفاقات شومی باشید به خاطر دارید؛ وقتی كف دست‌تان به خارش افتاد و ذوق‌زده شدید كه بزودی پولی گیرتان خواهد آمد یا وقتی به‌دنبال یك خنده طولانی از ته دل ناگهان ترسیدید كه مبادا پشت هر خنده‌ای گریه باشد یا وقتی با دیدن تفاله چای در فنجان فكر كردید كه بزودی برایتان مهمان خواهد آمد؟

اینها نمونه‌هایی از عقاید خرافی است كه ما هر روز با آنها سر و كار داریم؛ باورهای خرافی امروزه آنچنان در تار و پود زندگی بسیاری از مردم رسوخ پیدا كرده است كه كنار گذاشتن و ترك این باورهای خرافی تقریبا غیرممكن شده است. اینها دارای جایگاه ویژه‌ای شده كه جدا كردن آنها از این باورها تقریبا غیرممكن است.

ردپای خرافات كم و بیش در زندگی بسیاری از ما دیده می‌شود؛ باورهای خرافی در سایه ناآگاهی مردم بیشتر مجال خودنمایی پیدا می‌كنند.

افرادی كه مضطرب‌تر و نگران‌تر هستند، راحت‌تر عقاید خرافی را قبول می‏كنند و افرادی كه بر افكار و احساسات خود كنترل درونی دارند، كمتر دچار خرافات می‏شوند و واقع بینانه‌تر با مسائل برخورد می‏كنند

هرچه سطح آگاهی مردم پایین‌تر باشد و از انجام یك عمل و باور خرافی نتیجه گرفته باشند، میزان شیوع خرافات بیشتر است، در بعد فردی نداشتن اعتماد به نفس، احساس تنهایی و در بعد اجتماعی و اعتقادی، سستی در اصول اعتقادی و مذهبی، از عوامل گسترش خرافات به شمار می‌روند.

بطور كلی افرادی كه مضطرب‌تر و نگران‌تر هستند، راحت‌تر عقاید خرافی را قبول می‏كنند و افرادی كه بر افكار و احساسات خود كنترل درونی دارند، كمتر دچار خرافات می‏شوند و واقع بینانه‌تر با مسائل برخورد می‏كنند.

در مجموع بیشتر افرادی به باورهای خرافی گرایش پیدا می‌كنند كه از لحاظ شخصیتی افراد ضعیفی هستند، اعتماد به نفس لازم را ندارد، اختلالات اضطرابی، عزت نفس پایین، تصویر منفی از خود و دوست نداشتن خود، بارزترین ویژگی‌های شخصیتی افراد خرافاتی است.

به هر حال یکی از موضوعاتی که گاه و بیگاه مورد توجه قرار می‌گیرد،( انواع خرافات ذهنی و عینی/فکری و رفتاری) و میزان انتشار و شیوع آن در جامعه است. کسانی که از وجود خرافات در جامعه می‌هراسند، دست کم دو گونه دغدغه و نگرانی را در خود پرورش می‌دهند:

اولاً پیامدها و نتایج منفی خرافات در فهم حقیقت، ‌سامان دادن زندگی عاقلانه و مناسبات اجتماعی نظرشان را جلب می‌کند، و ثانیا؛ ازنظر آنان رشد، گسترش و نفوذ خرافات در ساحت‌های مختلف زندگی و آلوده شدن اندیشه علمی و اندیشه دینی به این ویروس، مضمحل کننده است.

از این نظر خرافات، گویی روندی رو به تزاید نگران کننده داشته و دارد. اما سوالات بنیادی‌ و پرسش‌های پیشینی وجود دارد که قبلاً باید پاسخ‌هایی در خور آنان یافت و پس از تفطن به آن پرسش‌ها، به کارکردها و روند جاری خرافات اندیشید. پرسش‌های مورد نظر از این قبیل است: خرافه چیست؟ چه تفاوت و یا تشابهاتی با سایر باورها و معتقدات دارد؟ آیا می‌توان ماهیتی برای خرافات برشمرد و آن را از سایر مقولات جدا کرد؟ آیا خرافات، بنیاداً و اساساً برافکندنی است و آیا می‌توان جهانی بدون خرافه را تصور کرد؟ به عبارتی دیگر، آیا بدون خرافه می‌توان زیست؟ روند خرافات در طول تاریخ چگونه بوده است؟ آیا روند رو به کاهش و نقصان داشته است و یا این روند افزایش یافته است؟ آیا سیطره خرافات بر ساحت‌های مختلف زندگی، کاهش یافته است؟

علم و دین چه تفاوت و تضادی با خرافات دارند؟ آیا با گسترش علم و بینش تجربی – علمی، خرافات کاهش می‌یابد و آیا حوزه جغرافیایی مفاهیم دینی (منظور دین اجتماعی و آنچه که به واقع در بستر تاریخی شکل گرفته است) از خرافات، کاملاً مجزاست و یا مرزهای مشترکی بین آنها وجود دارد؟ پیامد و کارکرد خرافات چیست؟ آیا همه کارکردهای خرافات منفی است و یا کارکرد مثبتی برای آن می‌توان تصور کرد؟ اینها سوالات است که سیدجواد نگارنده - علی زمانیان در کتاب خرافه گرایی: چیستی، چرایی و کارکردها به آنها پرداخته است.